حسینحسین، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

حسین کوچولوی ناز گل گلی

تولد هستی عمو جون وحسین

مامانی جونم دیشب تولد هستی عمو بود که خونه مامان جونش گرفته بودن همش لج بچه ها رو در میاوردی من وبابا سعید همش دنبالت بودیم که بچه ها رو گاز نگیری ولی عیبی نداره به من که خیلیییییییییییییییی خوش گذشت مخصوصا با زنمو محبوب حالا هم طبق معمول چند تا عکس از تولد واست میذارم تا بدونی که همیشه به یادتم همه مشغول کیک خوردن تو اون زیر بودی.. قربونت برم فدات اینم فرینا کوپولو کلام کجاسسسسسسسسسسسس اینجا هم در حال رقصیدن   ...
14 آبان 1390

چیگملم مریض خورده...

پسرم دو سه روزی کخ بد سرمایی خوردی همش میگی مامانی دیدی مریض خوردم فدای تو ومهربونیات برم که اینقدر شیرینی چند تا عکس هم از دیشبت واست گذاشتم البته خونه تاریک بود زیاد جالب نیوفتاد فدای اون لبای ناناستتتتتتتتتتتت جیگرررررررر خودم خوشگله پسررررررر عشقولی من پسر خجالتی من فدای اون خوابیدنت جیگرشووووووووو چشاشوووووووووووو ...
10 آبان 1390

خیلی خرابکاری اهههههههههههههههه

خیر سرم کارامو انجام دادم گفتم روزه دارم یکم استراحت کنم.   بهت یه لواشک دادم و رفتی تو حیاط .منم گفتم حتما مشغولی .در باز شد اومدی تو خونه من ندیدمت .بازم خوابیدم اما اومدی رو سرم گفتم من نکردم؟؟؟؟؟ بله خودم فهمیدم تموم لباسا .فرشام همه لواشکیه چند تا عکس ازت میذارم نگی من دوروغ میگم خخخخ ای ای ای ای پس چرا بر عکسی هاااان اه حالم بد شد     زبانم قاصر به خدا چی بگم اون چیهههههههههههههههههههه قربونت برم قربون دست کثیفت برم ...
1 آبان 1390

خیلی متعجب شدم

الان رفتم از تو یخچال قرص بگیرم سرم درد میکرد با تعجب بهم گفتی کجات زمین خورده؟؟؟کجات خون اومده؟؟؟؟الهی قربونت برم مامانی بزرگ شی میفهمی که ....
27 مهر 1390

وای چه پسر باهوشی

مامانی جونم چند شبه خیلی باهات تمرین میکنم رنگارو ولی هر چی سوال میکنم این چه رنگیه میگی ابی اخ که منم بی حوصله کردی . چند تا عکس از بازی هایی که باهات انجام دادم گرفتم تا نگی من بهت نرسیدم میبینیممم   این هم رنگها بازم عکس همه چی رو اسکوترت میذاری حسین ونوشتن   اینجا هم خسته شدی چقدر خسته شدم   بازم بذارم؟؟     ...
27 مهر 1390

سلام حسین جوووووووووووون

حسین من الان نشسته داره کارتون تام وجری میبینه .پسر خوشگلم چه زود گذشت وبزرگ شدی .قربون اون قدوبالات برم راستی دارم یه پلیور واست میبافم اخه پارسالیه واست کوچیک شده مادر جونت هم داره میبافه واست امیدوارم خوشت بیاد ...
26 مهر 1390

حسین اقا وموتورشششششششش

پس چی فکر کردین همه موتور شارزی دارن ولی حسین ما موتور راستکی داره بلههههههههههه وقتی موتورو دیدی اینقدر هیجان داری که لخت میری کنار در حیاط نکن این کارا رو اخر چشم میخوری خیلی هم تنت گوشت داره چند تا عکس از حسین وموتورش الهی فدات شمممممممممممممممممممممممممممم دست نزن خراب میشه جوون مامانم خجالت کشیدم کی به موتورم چپ نگاه کرد محض دلخوشی بابام خندیدم الهی زنده باشی حسینممممممممممممممممممممممم ...
26 مهر 1390

حسین وماجرای باشگاه

حسین جونم من باشگاه دارم اخه تو از من زودتر حاضر میشی که نکن این کارا رو زشته مثل خودم عاشق عکس گرفتنی قربونت برم چند تا عکس هم تو راه باشگاه میذارم تا بابایی کیف کنه نیگا کنین بخورمشششششششششششش قربون اون دستت برم که سه ساعت میخو نگه داشتی فدای اون خستگیات عاشق پاستیلییییییییی مثل مامانی پلیس بازی در میاری نه من که چیزی دستگیرم نشد بی خیال ...
26 مهر 1390

اینم غزل خوشگله خاله

مامانی این عکس غزل خوشمل دخمله خاله مرجانته .قربون دو تا شون بریممممممممممم قیافشو نیگاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا   قربون اون چشای زیر عینکشششششششششششششش   فدای اون لبای غنچت حسین جون قدر این خاله مهربون ودختر نازشو بدون .ایشالله بچه های خاله هیلا وخاله موتی رو بذاریم ...
26 مهر 1390